تبليغاتX
پــروانـه هـای رنـگـی

پــروانـه هـای رنـگـی

دایا همچنان تنها در این طوفان در حال پیش رفتنم و چه طوفان سختی است
تنهائی شایسته توست ای یزدان پاک
مرا به نزد یار ببر که من انسان هستم و توان تنهایی بیش از این برایم سخا است
سخت دلتنگم
سخت حس غربت دارم در این دست پر جنون
کجاست انسان ؟ نمیبینم
جز وحوشی که در حال پاره پاره کردن هم هستند
به تو پناه آورده ام ، به تو خالق خویش
خسته از این کوی بادیه نشینان غم
حس غربت گلویم را میفشارد
آن روزها که در پس ورقهای تنهایی خود تصویر در تصویر او میکشیدم و از تو کمک میخواستم تا در کنارش پاک باشم را به یاد میاورم و چه تنها امروز اشک میریزم
خدایا تو خود اینچنین را برای من پیش آوردی و من گفتم سپاس ا خالق بی همتا
و امروز از تو ، از تو خالق خویش میخواهم ...
تنهایم
سخت حس غربت دارم
تا به کی تنها در این جاده تنهایی باید پیش بروم ؟

+نوشته شده در ساعتتوسط تـــرنم | |

 

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

نخواست او به منِ خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟

چه می کنی اگر او را که خواستی یک عمر

به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ...

رها کنی، برود، از دلت جدا باشد

به آنکه دوست ترش داشته ... به آن برسد

رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که ... نه! نفرین نمی کنم که مباد

به او که عاشق او بوده ام زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

+نوشته شده در ساعتتوسط تـــرنم | |

سلام اي لحظه هاي سرد و تاريك

سلام اي كوچه هاي تنگ وباريك

سلام اي لحظه هاي خوب ديدار

سلام اي قلب هاي زرد و بيمار

سلام اي آرزو هاي قشنگم

سلام اي زخم هاي قلب تنگم

سلام اي شيشه هاي سنگ خرده

سلام اي عاشقاي سر سپرده

سلام اي روزهاي رفته بر باد

سلام اي خاطرات رفته از ياد

سلام اي غنچه هاي نا شكفته

سلام اي حرف هاي نا نگفته

سلام اي نامه هاي پاره پاره

سلام اي آسمان بي ستاره

سلام اي حرف هاي مانده دردل

سلام اي آرزوها رفته در گل

سلام اي اشك هاي مانده در چشم

سلام اي بغض هاي مانده درخشم

سلام اي عكس هاي يادگاري

سلام اي لحظه هاي بيقراري

سلام اي بي كسي هاي شبانه

سلام اي راز هاي محرمانه

سلام اي خوشه هاي زرد گندم

سلام اي تعنه هاي حرف مردم

سلام اي روزهاي آشنايي

سلام اي لحظه ي تلخ جدايي

سلام اي بيت آخر بيت پايان

سلام اي عشق رفته عشق مهمان.

+نوشته شده در ساعتتوسط تـــرنم | |

کاش از اول میدونستم   

           تو ماله دیگرونی

کاش از اول میفهمیدم

            تو با من نمی مونی

کاش از اول می دونستم

            تو سهم من نمی شی

کاش می فهمیدم که تو

             از عشق من گریزونی

از فکر و قبلم تو نمیری که

              تو به همین زودی

تو اون فرشته پاکی که

             من فکر میکردم نبودی

میدونم که هر جا هستی

              با هر کسی نشستی

به همین راهتی فراموشم می کنی

                 تو به این زودی

این همه عاشق بودم تو نفهمیدی

               با تو صادق بودم نفهمیدی

من که عاشق بودم تو نفهمیدی

                با تو صادق بودم تو نفهمیدی

کاش از اول میفهمیدم تو مغروری

                کاش میدونستم از دینای من دوری

کاش اروم اروم از قلب من میرفتی

                چه دروغ هایی شیرینی به من می گفتی

 

+نوشته شده در ساعتتوسط تـــرنم | |

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که اب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به ارزوهای مهال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطردود لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان

برای بفشیه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تو برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم

سلام

ازکجا بگم واقعا نمیدونم چی میخوام ...

کاش من هنوز همان مهسایی بودم که وبلاگ دختر خورشید رو داشت ولی دیگه اون نیستم از همه چیز و از همه کس بریدم فرق دوست داشتن و عشق و نفرت رو نمیدونم چیه.

نمیدونم کجای کارم اشتباه بوده

حرفام شده تکراری برای خودم فقط می یام اینجا که بگم مهسا هنوز هست نفس میکشه ولی کاش این نفس ها به پایان برسه تا منم به ارامش برسم ارامشی که مدت هاست دنبالشم

داداش محمود و نینا جان ممنونم بهم سر میزنید و شرمنده که به شما دوستان سر نمیزنم

همتون رو دوست دارم

مهسا دختر خورشید

+نوشته شده در ساعتتوسط تـــرنم | |